دوست داشتن خود مسیری است که هر کسی برای آنکه در زندگی به صلح و آرامش برسد، باید طی کند. این سوال عمیق که چگونه خودمان را دوست داشته باشیم، اغلب برای هر فردی در طول زندگی مطرح میشود. بسیاری از ما باد گرفتهایم که با دیگران مهربان باشیم، به نیاز اطرافیان خود اهمیت دهیم، برای دریافت تایید از سوی دیگران تلاش کنیم و گاهی برای آنکه دوست داشتنی به نظر برسیم، خودمان را فراموش کنیم. اما حقیقت این است تا زمانی که با خودمات رابطه سالم، دوستانه و مهربانی ننداشته باشیم، هیچ موفقیت بیرونی حاصل نمیشود. دوست داشتن خود، شعار انگیزشی نیست؛ بلکه مهارتی عمیق و سبک زندگی است که میتواند بر کیفیت تمامی ابعاد زندگی ما تاثیر بگذارد. در ادامه قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که چطور خودمان را دوست داشته باشیم و معجزه دوست داشتن خود چطور میتواند در زندگی اثر گذار باشد.
دوست داشتن خود یعنی چه؟
آیا دوست داشتن خود به معنی خودشیفتگی و یا خودبزرگ بینی با اعتماد به نفسی کاذب است؟ خیر، عشق به خود به این معنی نیست که فکر کنیم هیچ نقطه ضعفی نداریم و بی نقص هستیم! درست برعکس؛ دوست داشتن خود به این معنی است که ما تمامی نقصها، ترسها، زخمها، اشتباهات و ویژگیهای خاص خود را میبینیم، از آنها آگاهیم، شناخت احساسات خود را میدانیم ولی همچنان برای خود ارزش قائل هستیم.
دوست داشتن خود یعنی وقتی اشتباه میکنیم، به جای آنکه خود را تحقیر کنیم، مسئولیت میپذیریم و به خود فرصت رشد میدهیم. یعنی وقتی خستهایم، نیاز خود را انکار نکنیم. یعنی وقتی در رابطهای آسیب میبینیم، خودمان را متقاعد نکنیم که «همین هم برای من زیاد است». اگر بخواهیم سادهتر بگوییم، دوست داشتن خود یعنی تبدیل شدن به امنترین پناهگاه خودمان. دوست داشتن خود یکی از ویژگی های زن کاریزماتیک است!
در ادامه مقاله قرار است به صورت کامل و عمیق بررسی کنیم که چرا بسیاری از افراد با خودشان مشکل دارند، نشانههای دوست نداشتن خود چیست، چگونه میتوان عزت نفس را تقویت کرد، چطور صدای منتقد درونی را آرام کرد، چگونه با گذشته آشتی کرد و در نهایت چه تمرینهایی باعث میشود خودمان را واقعا و نه فقط در حرف، دوست داشته باشیم.

چرا باید خود را دوست داشته باشیم؟
دوست داشتن خود پایه و اساس بسیاری از تصمیمهای مهم زندگی است. کسی که میتواند به خود عشق بورزد، راحتتر مرز تعیین میکند، کمتر وارد رابطههای آسیبزا میشود، برای سلامت جسم و روان خود ارزش بیشتری قائل است و به هنگام شکست، کمر بر نابودی خویش نمیبندد.
در مقابل، فردی که در درونش احساس بیارزشی دارد، ممکن است مدام به دنبال تایید دیگران باشد، خود را با همه مقایسه کند، از ترس طرد شدن به هر شرایطی تن بدهد و حتی موفقیتهای خودش را هم کوچک بشمارد.
معجزه دوست داشتن خود، تنها به تجربه احساس خوب محدود نیست. بلکه این موضوع به طور مستقیم، بر سلامت روان، کیفیت روابط، اعتماد به نفس، موفقیت شغلی، سبک فرزندپروری، انتخاب شریک عاطفی و حتی سلامت جسمانی اثر مستقیم دارد. وقتی خودمان را دوست نداریم، بدنمان هم اغلب بهای آن را میپردازد. استرس مزمن، اضطراب، پرخوری یا کمخوری عصبی، بیخوابی و احساس فرسودگی روانی، همه میتوانند با رابطه ناسالم ما با خودمان در ارتباط باشند. به همین دلیل، یاد گرفتن عشق به خود، یک کار لوکس یا خودخواهانه نیست؛ یک ضرورت واقعی برای داشتن زندگی سالم و متعادل است.
تحقیقات نشان دادهاند که ما برای داشتن انگیزه و پذیرفتن چالشهای جدید، به عشق به خود نیاز داریم. این حس به انسان قدرت میبخشد و تأثیرات مثبتی بر کاهش استرس، افزایش تابآوری، خودکارآمدی و کیفیت روابط دارد.
وقتی خودتان را دوست دارید، مراقب سلامت و شادی خود هستید. شما نیازهای جسمی و عاطفی خود را در اولویت قرار میدهید و این امر منجر به سبک زندگی سالمتری میشود.
عشق به خود شما را خودخواه یا نسبت به دیگران نامهربان نمیکند؛ در واقع دقیقا برعکس است. این کار باعث میشود کمتر در دام «رضایتجویی از دیگران» و بدرفتاریها بیفتید و به شما کمک میکند مرزهایی را تعیین کنید که زیربنای سالمترین روابط باشد، رهایی از تایید طلبی را تجربه کنید و دیگر نیازی نباشد تا برای آنکه تایید شوید دست به هر کاری بزنید.
برای دوست داشتن خود از کجا شروع کنیم؟
چگونه خودمان را دوست داشته باشیم ؟ برای آنکه معجزه دوست داشتن خود را شاهد باشید، باید دست از سختگیری نسبت به خود بردارید، قضاوتگری یا بیتوجهی نسبت به خود را کنار بگذارید. طبیعی است که نمیتوانید تمامی این مسیری که سالها دنبال کردهاید را یک شبه عملی کنید؛ رسیدن به این نقطه نیاز به زمان، تکرار، آگاهی و صبوری دارد. اما شروع دوست داشتن خود میتواند بسیار ساده باشد.
این کار را با گفت و گوی درونی با خود آغاز کنید. ببینید روزانه چند بار خودتان را تحقیر میکنید. بعد تلاش کنید همان لحظه، جملهای متعادلتر و مهربانانهتر جایگزین کنید. به نیازهای سادهتان توجه کنید. از خودتان بپرسید: «الان واقعا چه حسی دارم؟ به چه چیزی نیاز دارم؟»
قدم بعدی این است که موفقیتها و دستاوردهای کوچک خود را ببینید. لازم نیست که در زندگیتان اتفاقاهای بزرگی رخ دهد تا از خودتان قدردانی کنید. گاهی اینکه توانستهاید یک روز سخت را پشت سربگذارید، شایسته تحسین هستید. همین که تصمیم گرفتهاید از رباطه تحقیرآمیز بیرون آیید، خود موفقیت بزرگی است. همین که بتوانید یک قدم مثبت در زندگی خود بردارید، کار بزرگی کردهاید. خوددوستی از همین لحظههای کوچک شروع میشود؛ از دیدن خود، شنیدن خود و جدی گرفتن خود. البته توجه داشته باشید که دوست داشتن خود، نباید تبدیل به خودپسندی و خودخواهی شود به طوری که خود را بیعیب و نقص بدانیم. بلکه باید بتوانیم عیب و نقصهای خود را ببینیم و خود را بپذیریم اما برای رفع آنها تلاش کنیم.
تکنیک های دوست داشتن خود
اگر از خود میپرسید که چگونه خود را دوست داشته باشیم، باید بگوییم که این کار بسیار ساده است. راههای زیادی برای تمرین عشق به خود وجود دارد، اما در اینجا چند نکته برای شروع آورده شده است:
۱. خودتان را بشناسید
برای آنکه به این پرسش برسیم که چگونه خودمان را دوست داشته باشیم ، باید در ابتدا در تنهایی به این فکر کنیم که واقعا چه کسی هستیم. اگر قرار بود برای اولین بار با خودتان ملاقات کنید، دوست داشتید چه چیزهایی درباره خودتان بدانید؟ از خود بپرسید چه چیزی برایتان مهم است، عاشق چه کارهایی هستید و جذابترین ویژگیهای شخصیتیتان چیست. نوشتن پاسخها میتواند به شما کمک کند.
۲. اقدامات محبتآمیز را شروع کنید
برای اینکه معجزه دوست داشتن خود را در زندگی ببینید، باید اقدامات محبت آمیز نسبت به خود را شروع کنید. هر روز یک کار مثبت برای خود انجام دهید. این کار میتواند بسیار ساده باشد. مثلا روزانه زمانی را به خود برای استراحت کردن اختصاص دهید؛ خود را به شنیدن یک موسیقی که دوست دارید دعوت کنید، یک شاخه گل برای خودتان بخرید یا یک خوراکی دوست داشتنی برای خودتان درست کنید. دوست داشتن خود از همین چیزهای کوچک آغاز میشود.

۳. مراقبت از خود را تمرین کنید
مراقبت از خود از دیگر گامهای موثر در جهت این است که چگونه خود را دوست داشته باشیم. با خوردن غذاهای مغذی، فعال ماندن و داشتن خواب باکیفیت، از نیازهای جسمی و عاطفی خود مراقبت کنید. این کار به شما کمک میکند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید و در نتیجه، بیشتر خودتان را دوست بدارید. مراقبت از خود، هدیهای است که شما شایسته دریافت آن هستید.
۴. ذهنآگاه باشید
خیلی ساده است که در هیاهوی زندگی گم شویم و هیچ خاطرمان نباشد که باید برای کاهش استرس تلاش کنیم. اینکه هر فعالیتی را با سرعت برای رسیدن به فعالیت دیگر انجام دهیم، چیزی جز گرفتار شدن در این چرخه بی حد و مرز ندارد. ذهنآگاه بودن به ما کمک میکند تا بر نحوه فکر کردن و احساس کردن خود تمرکز کنیم و از این طریق، بفهمیم واقعا به چه چیزی نیاز داریم.
۵. با خودتان همانگونه رفتار کنید که با محبوبترین فرد زندگیتان رفتار میکنید
چگونه با محبوبترین فرد زندگیتان رفتار میکنید؟ برای آنکه شاهد معجزه دوست داشتن خود باشید، با خودتان هم همانگونه که با عشق زندگیتان رفتار میکنید، رفتار کنید. هرگاه دیدید که در حال منفیبافی علیه خود هستید، فکر کنید که اگر میخواستید به یک دوست صمیمی یا شریک زندگیتان دلداری بدهید، چه حرفی به او میزدید. مهربان، دلسوز و صبور باشید؛ آنقدر این کار را تکرار کنید تا عشق به خود، به بخشی جداییناپذیر از طبیعت شما تبدیل شود.
99 تمرین دوست داشتن خود
تمرین دوست داشتن خود که میتوانید به سادگی انجام دهید را در ادامه یاد میگیرید:
۱. جملات تأکیدی مثبت میتوانند مرهمی برای دل سنگین باشند. اگر گفتن چنین جملاتی برایتان دشوار است، از گفتوگوی خنثی و واقعبینانه با خود شروع کنید. در هر صورت، خودتان را دقیقاً همانطور که هستید بپذیرید و به رسمیت بشناسید.
۲. برای خودتان همان بزرگسالی باشید که همیشه به او نیاز داشتید. حرفهایی را به خودتان بگویید که نسخه کوچکترِ شما همیشه آرزو داشت از کسی بشنود. اگر برایتان مناسب است، درباره مفهوم «والدگری دوباره» هم مطالعه کنید.
۳. مرزهایتان را با کلمات روشن بیان کنید؛ مثلا: «میتوانم هفته آینده این کار را انجام دهم» یا «میشود چند زمان مناسب را برای ادامه صحبت درباره این موضوع به من پیشنهاد بدهی؟»
«برای خودتان همان بزرگسالی باشید که همیشه به او نیاز داشتید.»
۴. چگونه خودمان را دوست داشته باشیم ؟ یاد بگیرید تروماها و آسیبهای روانی را از نظر جسمی پردازش کنید. این کتاب میتواند برای شروع به شما کمک کند.
۵. تجربههایتان را همانطور که بودهاند و هستند، نامگذاری و توصیف کنید؛ بدون زیباتر جلوه دادن، بدون کوچک شمردن و بدون نادیده گرفتن آنها.
۶. فهرستی متنوع از آهنگهای موردعلاقهتان بسازید و هر صبح آن را پخش کنید.
۷. روزهای مهم زندگیتان را در تقویم علامت بزنید و به شیوهای که حالتان را خوب میکند، آنها را جشن بگیرید؛ مثلاً اولین روز شغل رؤیاییتان، آخرین روز یک شغل طاقتفرسا، روزی که مقابل یک فرد سمی ایستادید یا روزی که رقص سالسا یاد گرفتید.
۸. فهرستی از فیلمهای محبوب تمام زندگیتان تهیه کنید؛ همان فیلمهایی که بیش از همه حس نوستالژی را در شما زنده میکنند. چند جمعه را در طول سال به خودتان، فیلمهای محبوبتان و یک کاسه بزرگ پاپکورن اختصاص دهید.
۹. به همین شکل، یک آلبوم موسیقی را که شما را به زمان و مکان خاصی از زندگیتان میبرد، از ابتدا تا انتها گوش کنید. وقتی عاشق آن آلبوم شدید، چه کسی بودید؟ حالا چه کسی هستید؟ حتی اگر احساس کردهاید در زندگی درجا زدهاید، در این مسیر رشد خود را خواهید دید. شما در حال رشد هستید و در مسیر درستی حرکت میکنید.
۱۰. اگر در زندگیتان کودکانی حضور دارند، به خودتان اجازه دهید ویژگیهایی را که در آنها دوست دارید و از شما به ارث بردهاند یا از شما یاد گرفتهاند، ببینید و تحسین کنید. به خاطر هر دویتان، این ویژگیها را دوست داشته باشید.
۱۱. آیینی برای خودتان بسازید که شکوه و ارزش درونیتان را جشن بگیرد؛ هر معنایی که این موضوع برای شما دارد.
۱۲. نسبت به دیگران همدلی داشته باشید و پیشفرضها و قضاوتهای عجولانه درباره آنها را رها کنید. این کار به شما کمک میکند با خودتان نیز همینگونه رفتار کنید.
«موفقیتهایتان را آشکارا و با صدای بلند برای دیگران بیان کنید.»
۱۳. شعری را که برایتان معنا و اهمیت دارد، همیشه همراه خود داشته باشید. در لحظههای سکوت یا هنگام استرس، دوباره آن را بخوانید.
۱۴. از بدنتان تشکر کنید که شما را در طول روز همراهی میکند. فارغ از اینکه بدنتان چه ظاهری دارد، بدن شما موجودی شگفتانگیز و پیچیده است.
۱۵. تا زمانی که آمادگی ندارید، خودتان را مجبور نکنید تلفن را جواب بدهید یا به پیامها پاسخ دهید. شما برای راحتی و در دسترس بودن دیگران زندگی نمیکنید.
۱۶. موفقیتهایتان را آشکارا و با صدای بلند برای دیگران بیان کنید.
۱۷. تصور کنید نسخه لطیف و آسیبپذیرِ گذشته خود را در آغوش گرفتهاید. او توانسته است تا امروز دوام بیاورد و به اینجا برسد. همین که بتوانید خود آسیب پذیرتان را در آغوش بگیرید یکی از مهمترین گامها را در مسیر رسیدن به اینکه چگونه خودمان را دوست داشته باشیم را برداشته اید.
۱۸. هنری دستی مانند گلدوزی، سفالگری یا قلاببافی یاد بگیرید و بدون الگو یا راهنما آزادانه خلق کنید. اجازه دهید دستهایتان هر مسیری را که میخواهند طی کنند و به سراغ رنگها و بافتهایی بروید که توجهتان را جلب میکنند.
۱۹. مجموعهای از قوانین شخصی برای خود تعیین کنید تا به شما در ایجاد مرزها کمک کنند؛ مثلاً به همه ایمیلها پاسخ ندهید، تماسهای تلفنی را فقط در ساعات مشخصی جواب بدهید و دعوتهای اجتماعی را تنها از افرادی بپذیرید که به شما انرژی میدهند و باعث رشدتان میشوند.
۲۰. تمرین تجسم و تحقق خواستهها را انجام دهید.
۲۱. مشخص کنید چه چیزهایی به بهترین شکل به شما کمک میکنند با شرایط دشوار کنار بیایید، استرستان را کاهش دهید و دوباره انرژی بگیرید. آیا میتوانید این موارد را پیگیری کنید؟ آیا میتوانید برایشان جشن بگیرید؟ آیا میتوانید آنها را بیشتر انجام دهید؟
۲۲. برنامه روزمرهتان را بررسی کنید. آیا در بخشی از زندگی، خودتان را مجبور به تحمل رنجی میکنید که توانایی تغییرش را دارید؟ شاید یک جفت کفش ناراحت، یک تعامل اجتماعی غیرضروری و پراسترس یا حذف صبحانه باشد. لازم نیست خودتان باعث رنج خودتان شوید.
«رنجی را که از نسلهای پیشین با خود حمل میکنید، رها کنید.»
۲۳. رنجی را که از نسلهای پیشین با خود حمل میکنید، رها کنید. این کار دشوار است و ممکن است به حمایت یک درمانگر نیاز داشته باشد. اما همیشه لازم نیست بار چیزهایی را که به شما منتقل شدهاند، همچنان بر دوش بکشید.
۲۴. یک بستر فعالیت آنلاین برای خود ایجاد کنید؛ وبلاگ، نمونهکار، خبرنامه یا حسابی در شبکههای اجتماعی که نشان دهد چه کسی هستید و زندگی روزمره را چگونه میبینید. به آن رسیدگی کنید، اما نگذارید تمام زندگیتان را ببلعد. دیدگاهتان را با جهان به اشتراک بگذارید؛ ما میخواهیم آن را بشنویم.
۲۵. به یاد داشته باشید که عشق محدود و کمیاب نیست. اگر فرد دیگری شایسته عشق است، به این معنا نیست که شما شایستگی کمتری برای دریافت همان عشق دارید.
۲۶. وقتی درگیر غیبت و شنیدههای مربوط به دیگران میشوید، ببینید این موضوع در قلبتان چه احساسی ایجاد میکند. سنگین است، نه؟ با مهربانی آن افکار را در ذهنتان بررسی کنید و از آنها بهعنوان ابزاری برای کشف نیاز واقعی خود در این لحظه استفاده کنید؛ نه اینکه نیازهای دیگران را مورد انتقاد قرار دهید.
۲۷. احساسات واقعیتان را با یک دوست قابلاعتماد در میان بگذارید. اگر در حال حاضر دوست داشتن خودتان برایتان دشوار است، با او صمیمانه صحبت کنید. بیان بلندِ احساسات دشوار میتواند غبار شرم را از روی آنها کنار بزند و نخستین گام به سوی بهبود باشد.
۲۸. وقتی همان دوستان احساس ناراحتی یا ناامیدی میکنند، به آنها روحیه بدهید. کلمات تشویقآمیز و مهربانانهای را که به آنها میگویید، درباره خودتان هم به کار ببرید.
۲۹. اعتباربخشی به احساسات و تجربههای خود را تمرین کنید.
۳۰. عشق به خود، در زمینه مراقبت از خود، گاهی به معنای خویشتنداری است. به خودتان گفتن «نه» را تمرین کنید. کمی نظم و انضباط شخصی به حفظ تعادل کمک میکند.
«در کلاس فن بیان شرکت کنید و یاد بگیرید با اعتمادبهنفس درباره خواستهها و نیازهایتان صحبت کنید.»
۳۱. خودتان را ببخشید.
۳۲. اگر میتوانید دیگران را ببخشید. لازم نیست بار حرفها، رفتارها یا قضاوتهای آنها درباره خودتان را حمل کنید؛ این بار فقط متعلق به خود آنهاست.
۳۳. یاد بگیرید با کمک یک درمانگر، مشاور مالی یا حتی مربی ورزشی، از خودتان محافظت کنید.
۳۴. در کلاس فن بیان شرکت کنید و یاد بگیرید با اعتمادبهنفس درباره خواستهها و نیازهایتان صحبت کنید.
۳۵. بعد از من تکرار کنید: شما خراب نشدهاید. شما آدم بدی نیستید. شما خراب نشدهاید. شما آدم بدی نیستید.
۳۶. مرتب خودتان را در آغوش بگیرید و بدن خود را ماساژ دهید.
۳۷. لذت شخصی را تجربه کنید و یاد بگیرید بدنتان از چه نوع لذت جنسیای خوشش میآید یا از چه چیزهایی لذت نمیبرد.
۳۸. به خودتان اجازه دهید غمگین، عصبانی یا ناامید باشید. این احساسات شکست نیستند؛ آنها فقط احساساتی هستند که حق دارید تجربهشان کنید.
۳۹. دفترچهای برای شفقت به خود داشته باشید. موفقیتهایتان، حتی موفقیتهای کوچک، را یادداشت کنید؛ لحظههایی را که بیش از همه به آنها افتخار میکنید ثبت کنید و بنویسید چه چیزهایی را در خودتان بیشتر از همه دوست دارید.
۴۰. پوستتان را در معرض نور خورشید قرار دهید. بگذارید گرمای پرتوهای خورشید را جذب کند؛ شما شایسته این گرمایی هستید که دریافت میکنید.
۴۱. برای خودِ آیندهتان نامه بنویسید. فکر میکنید در آینده به خاطر چه چیزهایی به خودتان افتخار خواهید کرد؟
«پوستتان را در معرض نور خورشید قرار دهید. بگذارید پرتوهای آن را جذب کند؛ شما شایسته این گرما هستید.»
۴۲. برای خود گذشتهتان نامه بنویسید. آن زمان چه کسی بودید و چگونه از تمام مسیرها و دشواریهایی که پشت سر گذاشتید، عبور کردید تا به امروز برسید؟
۴۳. برای خود امروزیتان نامه بنویسید. چگونه میتوانید خودتان را جشن بگیرید و از خود قدردانی کنید؟
۴۴. بپذیرید که شاید دارو برای شما مفید باشد؛ یا شاید هم نباشد. به ندای درونتان و به پزشکانتان اعتماد کنید.
۴۵. اگر میتوانید، آخرین مورد فهرست کارهای روزانهتان را حذف کنید. زودتر از زمانی که معمولا میخوابید به رختخواب بروید. بیشتر کارها میتوانند صبر کنند؛ سلامت و آرامش شما نباید همیشه در اولویت آخر باشد.
۴۶. برعکس، اگر معمولاً فهرست کارهای روزانه تهیه نمیکنید، این کار را امتحان کنید. یکی از راههای مراقبت و عشق ورزیدن به خود، استفاده آگاهانه و هدفمند از زمان است.
۴۷. وسیله کوچکی همراه داشته باشید که به شما یادآوری کند خودتان را با زمان حال هماهنگ کنید؛ مثلاً یک سنگ کوچک، گردنبند آویزدار، اسباببازی کوچک، تکهای کاغذ یا پارچه. چیزی ملموس که بتوانید آن را با این یادآوری همراه کنید: «همینطور که هستم، کافیام.»
۴۸. خودتان را تغذیه کنید. این لزوما به معنای رژیمهای آبمیوهخواری یا خوردن غذاهای کاملاً خام نیست. غذاهایی با طعمهای لذتبخش و هیجانانگیز بخورید و خودتان را با دوستیهای خوب و محتوای امیدبخش تغذیه کنید.
۴۹. برای خروج از چرخه شرم و خودسرزنشی چه نقشهای دارید؟ اگر هنوز نقشهای ندارید، به این فکر کنید که وقتی شرم یا تردید نسبت به خود به سراغتان میآید، چگونه میتوانید سرعت آن را کم کنید.
۵۰. به جایی بروید؛ فقط خودتان. تنها بودن بدون تلفن همراه را تمرین کنید. ساده شروع کنید: کمی در محله قدم بزنید و کمکم به غذا خوردن در تنهایی برسید. سپس یکنفره به سینما بروید. اشکالی ندارد که فقط با خودتان وقت بگذرانید.
«وقتی افکار منفی سراغتان میآیند، برای خودتان متنی آماده کنید.»
۵۱. وقتی افکار منفی یواشکی وارد ذهنتان میشوند، متنی برای خودتان داشته باشید. جملههای سادهای مانند اینها میتوانند کمککننده باشند: «تو خوبی»، «تو در امانی»، «قبلاً هم از این مرحله عبور کردهای و آنچه در پیش داری، بهتر است.»
۵۲. هر وقت از خودتان انتقاد میکنید، افکارتان را با ظرافت بازتعریف کنید. بهجای اینکه بگویید «من خیلی آشفتهام»، بگویید: «هیجانزدهام که بیشتر درباره سامان دادن به زندگیام، به شیوهای که برای خودم مناسب است، یاد بگیرم.»
۵۳. بله، میخواهم این را هم بگویم: طوری برقصید که انگار هیچکس تماشایتان نمیکند. رقص راه بسیار خوبی برای ارتباط دوباره با خود است. گوش دادن به موسیقی محبوبتان هم میتواند برای روزهای پیش رو به شما انرژی و انگیزه بدهد.
۵۴. آیا ارزشهای شخصیتان را میشناسید؟ برای کشف آنها میتوانید از پرسشهای نوشتاری و ژورنالنویسی کمک بگیرید. سپس از این ارزشها برای ساختن عادتهای مراقبت از خود استفاده کنید؛ عادتهایی که از مهمترین چیزهای زندگیتان حمایت میکنند.
۵۵. رایحهای آرامشبخش را که دوست دارید انتخاب کنید و آن را در بهترین روزهای زندگیتان، مانند جشن فارغالتحصیلی، تولد، سالگردها یا دیگر مناسبتهای شاد شخصی، استفاده کنید. بعدها، هر وقت حال خوبی نسبت به خودتان نداشتید، همان عطر را بزنید، لحظاتی مکث کنید، قدردان باشید و اجازه دهید لبخند به چهرهتان برگردد.
۵۶. مراقبه محبت و مهربانی را تمرین کنید. عشق و مهربانی نسبت به خود و دیگران به هم پیوند خوردهاند.
۵۷. لباسهایی را بپوشید که دوست دارید و به شیوهای که خودتان میپسندید لباس بپوشید. برای رنگارنگ پوشیدن، پوشیدن لباسهای تکرنگ، لباس پوشیده یا غیرپوشیده، به اجازه دیگران نیاز ندارید. وقتی در حال ساختن سبک شخصی خود هستید، پیروی از قلبتان کاملاً قابلقبول است.
۵۸. جملات تأکیدی و حرفهای حمایتیای را که دوست دارید در این لحظه از دوستان، خانواده یا شریک زندگیتان بشنوید، در دفترتان بنویسید. سپس گفتن آنها با صدای بلند به خودتان را تمرین کنید.
«وقتی افکار منفی سراغتان میآیند، برای خودتان متنی آماده کنید.»
۵۹. از طریق ورزش یا حرکات کششی، بدن خود را مرتب حرکت دهید؛ به هر روشی که برایتان مناسبتر و خوشایندتر است.
۶۰. چگونه خودمان را دوست داشته باشیم؟ برای خودتان خرج کنید. هر چند وقت یکبار، متناسب با توان مالیتان، برای خودتان ولخرجی کوچکی کنید. برای خود وقت ماساژ یا پاکسازی پوست بگیرید، قهوه محلی بخرید یا از نمکهای حمام لوکس لذت ببرید.
۶۱. با رسیدگی به هر چالش در زمان خودش، با خودتان مهربان باشید. مسیر عشق به خود مستقیم و بدون مانع نیست و گاهی عقبگردهایی رخ میدهد. قدمبهقدم پیش بروید و اگر زمانی احساس کردید شکست خوردهاید، با خودتان با ملایمت رفتار کنید.
۶۲. موفقیتهای کوچک را هم جشن بگیرید! شاید پوشیدن کفشها و بیرون رفتن از خانه برای بعضیها دستاورد بزرگی به نظر نرسد، اما برای دیگران میتواند کاری بسیار بزرگ باشد. خودتان مشوق خودتان باشید.
۶۳. تلفن همراهتان را با یک ساعت زنگدار جایگزین کنید؛ برنامه صبحگاهیتان از شما تشکر خواهد کرد.
۶۴. ایمیلهای تشویقکنندهای برای خودتان زمانبندی کنید تا در روزهایی که بیش از همیشه به روحیه گرفتن نیاز دارید، برایتان ارسال شوند.
۶۵. اشکالی ندارد که برای سلامت و آرامش خود هزینه کنید و پزشکانی را پیدا کنید که بیشترین توجه را به شما دارند و در کنارشان احساس راحتی میکنید. اگر از نظر مالی یا پوشش بیمه امکانش را دارید، به متخصصانی مانند کایروپراکتور، فیزیوتراپیست یا طب سوزنی مراجعه کنید تا به بهترین حال جسمی خود برسید.
۶۶. خودتان را در همان نقطهای که هستید بپذیرید و با امکاناتی که دارید پیش بروید. روی توانمندیهایی تمرکز کنید که در اختیار دارید، نه ویژگیهایی که تصور میکنید «نقص» هستند.
۶۷. اگر منابع مالی اجازه میدهد، روی خانه و عادتهای روزمرهتان سرمایهگذاری کنید. بهجای وسایل یکبارمصرف، گزینههای قابلاستفاده مجدد را انتخاب کنید و بهجای محصولات ارزان و بیاثر، سراغ کالاهای باکیفیت بروید. شما شایسته وسایلی هستید که واقعاً کار میکنند.
«ایمیلهای تشویقکننده برای خودتان زمانبندی کنید.»
۶۸. بودجهتان را بررسی کنید یا اگر بودجهای ندارید، یکی تهیه کنید. با میزان آزادی مالی خود آشنا شوید و کارهایی مانند پسانداز برای آینده یا اختصاص دادن مبلغی هفتگی برای لذتهای کوچک را تمرین کنید. دانستن منابعی که در اختیار دارید، بهخصوص در دورههای دشوار، میتواند به شما احساس ثبات و آرامش بدهد.
۶۹. در معاینه جسمی بعدی، آزمایش خون کاملی انجام دهید. نتایج را با پزشک در میان بگذارید و بر اساس نیازهای خاص بدنتان، برنامهای برای مراقبت جسمی از خود تنظیم کنید.
۷۰. رزومهای از تمام چیزهایی که به آنها افتخار میکنید تهیه کنید؛ نه فقط شغلهایی که داشتهاید، پروژههایی که انجام دادهاید یا مدارکی که گرفتهاید. روزهایی را که تسلیم نشدید، لحظههایی را که کمک خواستید و زمانهایی را که برای ایجاد تغییر صدایتان را بلند کردید، ثبت کنید. شاید این رزومه برایتان شغلی پیدا نکند، اما در روزهای سخت، انسانیت و مسیر پیشرفتتان را به شما یادآوری خواهد کرد.
۷۱. یاد بگیرید مسئولیت اشتباههایتان را بپذیرید. آنها را صادقانه، هم نزد خود و هم نزد دیگران، قبول کنید و بهخصوص در برابر کسانی که دوستشان دارید، خودتان را پشت بهانهها پنهان نکنید.
۷۲. شوخیهای تحقیرکننده درباره خود میتوانند کمک کنند خودمان را بیش از حد جدی نگیریم؛ اما لازم نیست این حرفها را درونی کنید. تشخیص دهید چه زمانی از طریق شوخیهایتان در حال تداوم گفتوگوی منفی با خود هستید.
«به عکسهای قدیمی نگاه کنید و درباره خود گذشتهتان با مهربانی حرف بزنید.»
۷۳. به موج «خودتحقیری» نپیوندید. وقتی دوستی از ویژگیای در خودش که دوست ندارد صحبت میکند، لازم نیست آن انتقاد را تأیید کنید. بهجای آن، تمرین کنید به او روحیه بدهید و همزمان همین کار را برای خودتان نیز انجام دهید.
۷۴. غرور و ندای درونتان را بررسی کنید و یاد بگیرید چه زمانی احساس درونیتان شما را به مسیر درست هدایت میکند و چه زمانی غرورتان مانع انجام کاری میشود که میدانید درست است.
۷۵. فقط برای خود آیندهتان عکس سلفی بگیرید. از ثبت زندگیتان همانطور که هست، لذت ببرید.
۷۶. به عکسهای قدیمی نگاه کنید و درباره خودِ گذشتهتان با مهربانی حرف بزنید. اگر خاطرات شاد آن زمان را به یاد میآورید، دوباره آنها را در ذهن زنده کنید.
۷۷. گاهی عشق به خود یعنی از افکار و ذهن خود بیرون آمدن. زمانی را صرف خدمت به دیگران کنید و ببینید این کار چه تأثیری بر احساساتتان میگذارد.
۷۸. جلوی آینه با خودتان گفتوگو کنید. خودتان را همانطور معرفی کنید که دوست دارید دیگران شما را معرفی کنند: با احترام به خود، کلمات تأییدکننده و اعتمادبهنفس.
۷۹. به کارهای روزمره و معمولی معنا بدهید. مثلاً وقتی به قهوهتان شیر اضافه میکنید، به خودتان یادآوری کنید که این کار را انجام میدهید چون از طعم غنیای که به صبح شما میدهد لذت میبرید. یا وقتی روغن صورت میزنید، به خود یادآوری کنید که بدنتان شایسته درخشش و مراقبت است. عشق به خود میتواند در عادتهای ساده روزانه دیده شود؛ عادتهایی که با حضور ذهن انجام میدهید.
«عشق به خود میتواند در عادتهای روزمرهای دیده شود که با حضور ذهن انجام میدهید.»
۸۰. در افکارتان غرق شوید و به مسیری که ذهنتان شما را میبرد، برچسب نزنید. فقط اجازه دهید ذهنتان آزادانه جریان پیدا کند.
۸۱. اگر به دیگران حسادت میکنید یا خودتان را در دام مقایسه مییابید، فکر کنید چه چیزی در زندگی آن فرد برایتان جذاب است. آن را ساده کنید و دوباره سادهترش کنید. شاید احساس امنیت، حمایت یا روابطی سرشار از عشق باشد. چگونه میتوانید حتی به شیوهای کوچک، این چیزها را برای خودتان فراهم کنید؟
۸۲. یک کتاب داستانی یا غیرداستانی درباره کسی بخوانید که به شما شباهت دارد و ارزشهایش را تحسین میکنید. تصور کنید آن شخصیت چگونه خودش را دوست میداشت و سپس همین رویکرد را برای خودتان ایجاد کنید.
۸۳. اگر در کودکی برایتان قصه شب میخواندند، دوباره برای خودتان کتاب بخوانید. یک کتاب کودک جدید، مانند کتاب «من خودم را دوست دارم» نوشته کارن بومونت، انتخاب کنید و آن را در رختخواب با صدای بلند بخوانید؛ یا هنگام خواب به یک داستان صوتی گوش دهید.
۸۴. خانه و بدنتان را به شیوهای تزئین کنید که با هویت واقعیتان هماهنگ باشد. لازم نیست از مدها پیروی کنید، مگر اینکه واقعاً خودتان آنها را دوست داشته باشید.
۸۵. دنبال کردن حسابهای شبکههای اجتماعی یا اینفلوئنسرهایی را که باعث میشوند احساس کنید «کمتر از دیگران» هستید، کاهش دهید. در عوض، به دنبال الهام و تشویق باشید. اگر پیدا کردن چنین محتوایی برایتان دشوار است، به خودتان اجازه دهید اینستاگرام، ایکس یا تیکتاک را کنار بگذارید. دنیا همچنان ادامه خواهد داشت و شما فراموش نخواهید شد؛ قول میدهم.
۸۶. پوشهای روی دسکتاپ خود نگه دارید و تعریفهایی را که از دیگران شنیدهاید در آن ذخیره کنید. از تحسینهایی که برای کار خوبتان دریافت کردهاید، یادداشتهای محبتآمیز و پیامهای تشویقکننده اسکرینشات بگیرید و در روزهای سخت دوباره به آنها سر بزنید.
«برای خودتان غذا بپزید و آن را خدمتی به بدن، ذهن و قلبتان بدانید.»
۸۷. برای خودتان غذا بپزید. آن را خدمتی به بدن، ذهن و قلبتان بدانید؛ شما شایسته یک غذای گرم و خانگی هستید. شما شایسته عطر و بوی دلانگیز ادویههای محبوبتان هستید.
۸۸. برای خودتان برنامه یک سفر تفریحی بچینید. این سفر میتواند برای «یک روز در آینده» باشد یا سفری که همین حالا برنامهریزی و رزرو شده است. اگر در حال حاضر امکان سفر ندارید، یک بعدازظهر را برای خودتان برنامهریزی کنید. شما کسی هستید که شایسته داشتن برنامه و چیزهای خوبی برای انتظار کشیدن است.
۸۹. چیزهایی را پیدا کنید که شما را میخندانند و به خودتان اجازه دهید زمانی را صرف خندیدن کنید. پادکستها، نوارهای کمیک، فیلمها و حتی کلیپهای طنز یوتیوب میتوانند به شما یادآوری کنند که هنوز چیزهای زیادی برای لبخند زدن وجود دارد.
۹۰. گریه کردن هم اشکالی ندارد. رها کردن اشکها از نظر جسمی میتواند در زمان استرس، ما را آرام و آسوده کند. با خودتان با مهربانی و لطافت رفتار کنید و برای خودتان یک فنجان شکلات داغ درست کنید.
۹۱. در خانه بمانید. اگر دنیای بیرون امروز برایتان بیش از حد سنگین است، بیرون نروید و در خانه بمانید.
۹۲. یا برعکس، بیرون بروید. اگر دنیای درونتان امروز بیش از حد آشفته است، از یک دوست کمک بگیرید و خود را به یک سرگرمی مثبت مشغول کنید؛ مثلاً شام و فیلم، رقص یا یک قرار مطالعه در کتابخانه.
۹۳. عشق به خود همیشه در لحظههای آرام و تنهایی اتفاق نمیافتد. گاهی عشق به خود یعنی در پیادهرو با اعتمادبهنفس جای خود را داشته باشید، از حق خود دفاع کنید یا در یک کنسرت همراه خواننده آواز بخوانید.
۹۴. آیا بارها و بارها یک اشتباه را تکرار کردهاید؟ من هم همینطور. با خودتان صبور باشید. در رشد و ارزشهایتان محکم بایستید، اما برای خطا کردن هم جا بگذارید. در نهایت، همه ما انسانهایی پر از نقص و آشفتگی هستیم که تلاش میکنیم بهترینِ خودمان باشیم.
«در مسیر رشد و ارزشهایتان محکم باشید، اما برای اشتباه کردن هم جا بگذارید.»
۹۵. بنویسید: فراتر از شغلتان، نقش خانوادگیتان و سنتان، چه کسی هستید؟ ما همیشه نمیتوانیم خودمان را از این هویتها جدا کنیم، اما میتوانیم درباره این فکر کنیم که پیش از اضافه شدن تمام این لایهها، چه کسی بودهایم. تست شخصیت اِنیگرام میتواند چارچوب خوبی برای این بررسی فراهم کند؛ اما حتی در آن صورت هم شما چیزی فراتر از یک عدد یا تیپ شخصیتی هستید.
۹۶. وقتی حالم خوب نیست، خودم را موجودی عجیبوغریب تصور میکنم که مراقبت از او به من سپرده شده است. گاهی این کار کمک میکند از ذهنمان فاصله بگیریم و ابتدا به نیازهای جسمیمان رسیدگی کنیم. به خودتان میوه و سبزی بدهید، یک لیوان آب خنک برای خود بریزید و بدنتان را در پتو بپیچید.
۹۷. عشق به خود گاهی یعنی بدانید چه زمانی باید ادامه دهید و عبور کنید. اگر ندای درونتان میگوید شغلی را رها کنید، از رابطهای بیرون بیایید یا عادت خاصی را کنار بگذارید، به آن گوش دهید. پایانها گاهی همان مرزهایی هستند که خودشان را در لباس دیگری نشان میدهند.
۹۸. عشق به خود میتواند به معنای آغاز کردن هم باشد. کارهایی را شروع کنید که ترس باعث شده از آنها دوری کنید. به خودتان اجازه دهید زندگیتان را به شیوهای زندگی کنید که فقط از عهده خودتان برمیآید. به یک قرار ملاقات عاشقانه پاسخ مثبت بدهید، یک نقش شغلی چالشبرانگیز جدید را بپذیرید یا یک برنامه روزمره تازه را آغاز کنید. آغازها هم نوعی مرز هستند؛ با این تفاوت که با امید و خوشبینی نسبت به آینده همراهاند.
۹۹. و در پایان، همین که تا اینجا این متن را خواندهاید، نشان میدهد میخواهید بهتر خودتان را دوست داشته باشید. این خواسته را بپذیرید و به رسمیت بشناسید. شما شایسته داشتن رابطهای سالم، رضایتبخش و سرشار از آرامش با خودتان هستید.
سخن پایانی
اگر بخواهیم به مهمترین پاسخ برای سوال «چگونه خود را دوست داشته باشیم» برسیم، باید بگوییم که خوددوستی یعنی با خودتان همانطور رفتار کنید که با کسی که عمیقا دوستش دارید رفتار میکنید. یعنی به جای جنگیدن با خود، کنارتان بایستید. یعنی به جای تحقیر، حمایت کنید. یعنی به جای نادیده گرفتن، ببینید. دوست داشتن خود، پایان نقصها و ضعفها نیست؛ آغاز یک رابطه سالم، انسانی و نجاتبخش با خویشتن است.
لازم نیست تا کامل باشید تا خود را شایسته عشق بدانید. لازم نیست تا همه چیز را درست انجام دهید تا به خود ارزش دهید. همین حالا که اقدام کردهاید که خودتان را دوست داشته باشید، نشان میدهد گامی مهم برای تغییر زندگی خود برداشتهاید. همین که نسخه واقعی خود را بشناسید و در صدد بهبود خود گام بردارید، شایسته احترام، آرامش، مراقبت و محبت هستید.
عشق به خود شاید کوتاه و ساده نباشد، اما یکی از زیباترین و ضروریترین سفرهایی است که در زندگی تجربه خواهید کرد. وقتی یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید، جهان بیرون هم آرامآرام چهره دیگری به شما نشان خواهد داد.